الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
381
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
« واى بر شما ، امير المؤمنين ! » اما آنها به فتح اعتنا نكردند ، او خودش را روى خليفه انداخت تا پيشمرگ وى شود امّا او نتوانست از خودش و از متوكل كمترين دفاعى بكند ، و آنها هجوم بردند و هر دو را با شمشير قطعهقطعه كردند ، به طورى كه پارههاى گوشتشان هم شناخته نمىشد ، آنطورى كه بعضى از مورخان نوشتهاند ، بدن هر دو را با هم دفن كردند ، و بدين وسيله روزگار متوكل ، كه از دشمنترين دشمنان اهل بيت عليهم السّلام بود در هم پيچيده شد . غلامان ترك پس از كشتن متوكل بيرون آمدند و منتصر به انتظار آنها نشسته بود آنان به عنوان خليفه به وى سلام دادند ، و منتصر شايع كرد فتح بن خاقان پدرش را به قتل رسانده و او به انتقام خون پدرش ، فتح را كشته است . آنگاه به بيعت گرفتن از اعضاى خاندان عباسى و ديگر ارگانهاى سپاه ، براى خود پرداخت . علويان و پيروان ايشان از خبر هلاكت متوكل در نهايت خوشحالى و سرور استقبال كردند زيرا طاغوتى از ميان رفته بود كه زندگى آنان را با شكنجههاى غير قابل تحمل مواجه كرده بود . مرثيهء بحترى براى متوكل هكذا فلتكن منايا الكرام * بين ماء و مزهر و مدام بين كأسين أورثاه جميعا * كأس لذاته و كأس الحمام لم يذل نفسه رسول المنايا * بصنوف الأوجاع و الأسقام [ 1 ] « مرگ بزرگان چنين است ؛ ميان شراب و عود و طرب ، ميان دو پياله ، و همگى ؛ هم كاسهء لذتها و هم كاسه مرگ عزادار اوست ،
--> [ 1 ] روضة الأعيان : ص 108 . بعضى - آن طورى كه در كتاب زهر الآداب : 1 / 227 آمده است - گفتهاند : اين اشعار از ابراهيم بن احمد اسدى است .